با وبلاگ خاطرات دهه شصت از طریق مصطفا آشنا شدم.نوشته های این وبلاگ حتی برای هم سن و سالان من که خاطرات کمی از آن دوران داریم بسیار موثر و مفید است.این که در همین بیست ساله از کجا به کجا رسیده ایم و مسئولینی که ثمره ی مدیریت و جهان بینی شان را می توانید در خاطرات دهه ی شصت بخوانید، هم اکنون کجا هستند و چه مسئولیتی و ادعایی دارند بسیار تامل برانگیز است.نگارنده وبلاگ را نمی شناسم اما بابت حرکتی که آغاز کره به او تبریک گفته و تشکر می کنم.خواندن این وبلاگ را در هر سن و سالی که هستید از دست ندهید.
۲
بهمن
نه آموزش نه پرورش !!
در روزنامه همشهری از قول وزیر محترم ( می دانید که در ایران تمامی مسئولین،وزرا،وکلا،نهادها،ارگان ها و به طور کل هرچه که ربطی به نظام دارند موصوف به صفت موکده ی محترم می باشند) آموزش و پرورش می خوانم که : ” با سواد ترین معلمان باید برای دوره ابتدایی تربیت بشوند.” ما هم با خود می اندیشیم که عجب!!! نه بابا؟!! سری به کتب دوره ابتدایی بزنید به دست می آورید که مظروف این کتب به قدری حقیر و کهنه و مقلد پرور است که اگر با سواد ترین معلمان را برای این دوره بار بیاورند و به کار بگمارند و پولشان را هم داشته باشند که بدهند، باز هم کاری از دستشان بر نمی آید.در نظامی که معلمش برای هر خط و کلامی خارج از فهوای مصوب کتب تحمیلی باید به هزار مرجع ذی ربط و بی ربط پاسخ گو باشد و مدیر مدرسه ای که اگرفقط کمی بخواهد در کارش خلاقیتی افزون کند، چنان زیر اخیه اش می برند و چپقی از او چاق می کنند که هزار بارتائب و پشیمان می شود از خطایی که از او سر زده،انبیای الهی هم باید محتوای تعالیمشان را با سرفصل های وزارت محترم اموزش و پرورش چک کنند که مبادا آب باریکه ی صدقه وار دولت مهرورز از کف شان برود.
در این پنج شش سالی که مرنکب مدرسه داری شده ام و هم نشین جماعت مسما به فرهنگی!! آن چه در جواب جناب وزیر به ذهنم می رسد آن است که ماشین معیوب بی سوخت را به دست ماهر ترین رانندگان هم بسپاری داستان آش و کاسه اش تفاوتی با قبل نخواهد کرد.نظام آموزشی به خصوص در دوران ابتدایی چنان است که شیره ی اعتماد به نفس و خلاقیت در بین کودکان را می مکد و آنچه می گذارد تفاله ای است از تقلید و ترس و تعجب و پرسش بی باسخ.اگر از دل همین نظام معیوب هم انسان های فرهیخنه ای رشد کرده اند به حساب خود و نظام تربیتی مگذارید که طرفه حکایتی دیگر دارد و حدیثش تکرار حکایت ناله ی ما و گوش شما است.
۲۹
دی
باغ قلهک یا غرامت جنگ جهانی؟!
بدست سیاوش در دسته روزانه٬ عکس

برای ارائه فاز مطالعات یک پروژه ساخت و ساز مشغول چاپ گرفتن از تصویر هوایی از منطقه ای در غرب تهران با استفاده از نرم افزار اعجاب انگیز گوگل ارث بودیم که جذابیت آن موجب شد تا دقایق زیادی را به گشت و گذار وتفرج بر فراز این شهرهیولاوار بگذرانیم.خیابان شریعتی را یه سمت تجریش از نظر می گذراندم که توجه ام به فضای سبز نسبتا وسیعی جلب شد.دقیق که شدم فهمیدم ملک مذکور همان باغ معروف قلهک سفارت انگلستان است.کسانی که گذرشان به اطراف و اکناف آن نخورده است با دقت به بزرگ راه صدر در شمال و خیابان دولت در جنوب و نیز خیابان شریعتی در غرب اراضی مذکور به عظمت و موقعیت فوق العاده آن پی خواند برد.فکر می کنم انسان های بسیار محدودی موفق به بازدید از این باغ افسانه ای شده باشند.داستان سرایی درباره این باغ بسیار بوده وهست.یک زمین فوتبال،یک زمین تنیس،قبرستان معروف انگلیسی ها و سه عمارت و یک استخر بزرگ به راحتی قابل تشخیص است.به یاد دارم که چند سال پیش ستادی تشکیل شده بود با نام “ستادآزادسازی باغ قلهک”!! که نمی دانم سرانجامش چه شد و آیا هنوز هم وجود دارد یا نه.اما هرچه بوده ظاهرا به این نتیجه رسیده اند که مطالبه غرامت جنگ جهانی دوم از انگلیسی ها بسیار دست یافتی تر و قابل وصول تر است تا بلند کردن آنان از ملکی دویست ساله که روایت است در طول سالیان تاریخ معاصر این سرزمین در موارد متعددی برای سرنوشت این مملکت در آن تصمیم گیری شده است .
۲۶
دی
زندگی
بدست سیاوش در دسته روزانه٬ عکس

زلزله هائیتی در صدر اخبار دنیا قرار دارد.مطابق معمول انتظار نداشته باشید که در رسانه های دولتی ما خبری مهم تر از اتفاقات ساعت شمار غزه و لبنان اعلام شود.دیدن تصاویر این حادثه بسیار دردناک است به خصوص برای آنهایی که تجربه حضور در بم را پس از زلزله دی ماه ۸۲ داشته اند.زلزله زمانی که در مقیاسی این چنین اتفاق می افتد بسیار اثرات روحی مخربی برجا می گذارد به ویژه برای بازماندگان.در چند ثانیه هزاران زندگی به پایان می رسید و آنچه میماند همان چیزی است که در نگاه این مادر و فرزند می بینید.عکس های بیشتری از این فاجعه دردناک را می توانید در اینجا ببینید.
۲۵
دی
عادات سحرخیزی و کام روایی
در پاسخ به دوستانی که می پرسند چطور می توانم اینقدر سحرخیز باشم همیشه می گویم سحرخیزی برایم یک علاقه است تا یک عادت.البته استمرار در ان دیگر عادتی شده.سحر خیزی را نه از آن جهت که باعث می شود شما به همه کارهایتان برسید یا زمان بیشتری برای زندگی داشته باشید بلکه به جهت اثرات شگفت انگیر روحی و جسمی اش به همه دوستانم پیش نهاد می کنم.بیداری در لحظه طلوع خورشید اثرات جسمانی عجیبی دارد که شرح نکاتش خارج از حوصله این مجال است.در متون ادبی و عرفانی واخلاقی و…از هزاران سال پیش اشارات فراوانی خواهید یافت اندر احوالات سحرخیزی و سحرخیزان.اگر پیشرفتی در کار و علایقم ونیز اعتماد به تفسی به نسبت این سن و سال حاصل شده است، اعظم ان را از اثرات این عادت پسندیده می دانم.عادات خوب زیادی از دوستانم آموخته ام و در مقابل تشویقشان کرده ام به عادت سحرخیزی و کام روایی.
۲۴
دی
ایرج میرزا
چند شبی است که اشعار ایرج میرزا را می خوانم.فکر می کنم به اندازه استعدادش قدر ندیده و شناخته نشده است.شاید به دلیل ممنوعه شدن برخی از اشعار و هجویات اش باشد.اگر فرصتی فراهم امد سری به اشعارش بزنید حتی اشعار ممنوعه اش که باعث شده دیوان اشعارش سر از پیاده روهای خیابان انقلاب و مقابل دانشگاه در بیاورد.
۲۳
دی
از رنجی که می بریم
سال ۸۷ بر اساس امار شرکت کنترل ترافیک فقط ۱۹ رز هوای پاک داشتیم.
از ابتدای سال جاری تا کنون نیز فقط ۴۰ روز هوای پاک داشته ایم به این معنی که ۷۰ تا ۸۰ درصد روزهای سال مردم شهر تهران بابت تنفس هوای ناسالم در رنج بوده اند.
بیش از ۸۰ درصد سهم آلودگی هوای تهران ناشی از حرکت خودروهای با سوخت فسیلی استٰ، درحالی که مترو قادر است روزانه با استفاده از انرژی برق در هر ساعت ۴۵ هزار نفر را در هر جهت جابجا کند.
جعفر ربیعی، مدیر عامل شرکت بهره برداری مترو، روزنامه همشهری،سه شنبه ۲۲ دی
۲۱
دی
ناگهان

- جذابیت این عکس برایم به ابن دلیل است که فاصله سوژه تا دوربین بیش از ۵۰ متر بود و در یک لحظه که ایشان متوجه دوربین شده است، از آن فاصله دقیقا به لنز نگاه کرده.
۱۹
دی
تقدیر نامه
بدست سیاوش در دسته روزانه٬ عکس

- رضا دقتی برنده جایزه ارزشمند “لوسی”
ما صدای کسانی هستیم که بی صدایند، ما اینجا هستیم تا جهان چشمانش را به روی دردها و جنگها نبندد. من این جایزه را به کسانی تقدیم میکنم که در نبرد برای جهانی بهتر حتی از ادا کردن جان خود نیز دریغ نکردند. همچنین این جایزه را به شهروندان ایرانی تقدیم میکنم، مبارزین بی نام و نشان راه آزادی که توانستند از طریق تلفنهای همراهشان تصویرهایی را به عنوان سند و مدرک ثبت کنند. با احترام ویژه به یک صدا که در ایران خاموش شد، چه را که تصمیم گرفته بود در راه آزادی و عدالت قدم بردارد. زن جوانی که تصویر مرگش تمامی صفحهها را تسخیر کرد، او نامش ندا بود، تقدیم به ندا!
از سخنان رضا دقتی در هنگام دریافت جایزه لوسی.
۱۸
دی
زمستان است؟!
بدست سیاوش در دسته تامل٬ نقل قول
خبر ها را که دنبال می کنی، میبینی و می شنوی که نیمی از دنیا در برف و یخ بندان بی سابقه سر می کند و در مملکت ما دریغ از حتی کمی هوای سرد.برف و باران پیش کش.راننده ی تاکسی فرودگاه می گوید: ” آقا خدا از این مملکت رو برگردونده.نکبت اینا همه جا رو گرفته!! “
نوشتههای تازه
دستهها
بایگانی
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶