چند روزی است که ایستگاه مترو قیطریه افتتاح شده است.من هم امروز افتتاحش کردم.به شکلی باور نکردنی سر بازار ( چهارراه گلوبندک) سوار شدم و قیطریه پیاده شدم.بدون دود وترافیک و بوق و … و چون از کارت اعتباری استفاده می کردم هزینه اش هم شد ۴۵ تومان ( تقریباً مفت).در طول مسیر هم تا زمانی که ایستاده بودم موسیقی خوب گوش دادم و زمانی هم که نشستم لپ تاپ را از کیف درآوردم و مشغول امورات شدم.گذر زمان را هم نفهمیدم.این ها همگی تجربیات خوشایند سفر با مترو در مسیری بود که همیشه بیش از یک ساعت و اندی زمانم را می گرفت و در مقابل سردرد و حالت تهوع می داد.باید از تلاش مسئولین گسترش خطوط مترو تهران قدردانی کرد که با وجود عدم اولویت چنین پروژه های حیاتی در مملکت مان و چنانکه آگاهی داریم سنگ اندازی های سیاسی و جناحی ، کمی به ما احساس خوب شهروندی هدیه داده اند.
بایگانی برای دسته ’پیشنهاد‘
۳
بهمن
دهه ۶۰
با وبلاگ خاطرات دهه شصت از طریق مصطفا آشنا شدم.نوشته های این وبلاگ حتی برای هم سن و سالان من که خاطرات کمی از آن دوران داریم بسیار موثر و مفید است.این که در همین بیست ساله از کجا به کجا رسیده ایم و مسئولینی که ثمره ی مدیریت و جهان بینی شان را می توانید در خاطرات دهه ی شصت بخوانید، هم اکنون کجا هستند و چه مسئولیتی و ادعایی دارند بسیار تامل برانگیز است.نگارنده وبلاگ را نمی شناسم اما بابت حرکتی که آغاز کره به او تبریک گفته و تشکر می کنم.خواندن این وبلاگ را در هر سن و سالی که هستید از دست ندهید.
۲۵
دی
عادات سحرخیزی و کام روایی
در پاسخ به دوستانی که می پرسند چطور می توانم اینقدر سحرخیز باشم همیشه می گویم سحرخیزی برایم یک علاقه است تا یک عادت.البته استمرار در ان دیگر عادتی شده.سحر خیزی را نه از آن جهت که باعث می شود شما به همه کارهایتان برسید یا زمان بیشتری برای زندگی داشته باشید بلکه به جهت اثرات شگفت انگیر روحی و جسمی اش به همه دوستانم پیش نهاد می کنم.بیداری در لحظه طلوع خورشید اثرات جسمانی عجیبی دارد که شرح نکاتش خارج از حوصله این مجال است.در متون ادبی و عرفانی واخلاقی و…از هزاران سال پیش اشارات فراوانی خواهید یافت اندر احوالات سحرخیزی و سحرخیزان.اگر پیشرفتی در کار و علایقم ونیز اعتماد به تفسی به نسبت این سن و سال حاصل شده است، اعظم ان را از اثرات این عادت پسندیده می دانم.عادات خوب زیادی از دوستانم آموخته ام و در مقابل تشویقشان کرده ام به عادت سحرخیزی و کام روایی.
۲۴
دی
ایرج میرزا
چند شبی است که اشعار ایرج میرزا را می خوانم.فکر می کنم به اندازه استعدادش قدر ندیده و شناخته نشده است.شاید به دلیل ممنوعه شدن برخی از اشعار و هجویات اش باشد.اگر فرصتی فراهم امد سری به اشعارش بزنید حتی اشعار ممنوعه اش که باعث شده دیوان اشعارش سر از پیاده روهای خیابان انقلاب و مقابل دانشگاه در بیاورد.
۱۶
دی
۱۹۸۴

۱۹۸۴ نوشته جورج اورول را سال ها پیش خوانده بودم.اوضاع و احوال اخیر مملکتمان باعث شد دوباره تشویق به خواندن این اثر بشوم و این بار خواندنش به مراتب لذت بخش تر بود چرا که هر آنچه می خواندم مصداقی از آن در حکومت خودمان هویدا بود.فقط اشاره ای می کنم به شعار اصلی حکومت مفروض در این اثر که حاکمیت برآن است که از کودکی آن را در ذهن توده های مردم تثبیت و تبلیغ کند و خواندن الباقی کتاب را به همه دوستان در حال و هوای اخیر کشورمان به طور جدی توصیه می کنم:
جنگ صلح است
آزادی بردگی است
نادانی توانایی است
۷
دی
قضاوت
بدست سیاوش در دسته تامل٬ پیشنهاد
این عکس ها را نگاه کنید.قضاوت با خود شما.شرمنده که در این احوال دستم به نوشتن هیج پست نامربوطی نمی رود.
۲۴
آذر
تاثیر عکس
۲۰
آذر
کشور القاب
بدست سیاوش در دسته تامل٬ مدرسه٬ پیشنهاد
برادر ارجمند جناب آقای، خواهر گرامی سرکارخانم مهندس، جناب آقای حاج آقا، حضرت حجه الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج آقا فلانی، جناب آقای دکتر فلانی معاونت محترم فلان جا و… در جایی که به تازگی مسئولیتی گرفته ام هر روز تعداد زیاد نامه پاراف شده به دستم می رسد که به طور معمول ابتدای آن با چنین الفاظی آغاز می شود.مقاله ای خواندم از محسن نجات حسینی مقیم سوئد در ضمیمه پنج شنبه روزنامه اعتماد با عنوان “آموزش و پرورش در سوئد،خوانش مجدد زندگی” که در آن اشارات بسیار جالب و به جایی کرده بودند به همین قضیه و تفاوت کشورهای مختلف در بکار گیری القاب برای اشخاص و اینکه معمولن هر چه سطح توسعه کشور پایین تر است استفاده از این القاب هم به مراتب بیشتر است.خواندن این مقاله را به همه دوستان توصیه می کنم.ایشان نکات بسیار جالبی را آورده اند درباره نظام آموزشی در سوئد که خواندن آن می تواند علت بسیاری از تفاوت ها را روشن سازد.
۱۷
آذر
برای زمین
بدست سیاوش در دسته سرزمین٬ پیشنهاد
معمولن اخباری به این مهمی در مملکت ما چندان منتشر و پیگیری نمی شوند.اوضاع و احوال کره زمین چندان روبه راه نیست و با سرعتی زیاد در حال گرم شدن است.یخ های قطبی و یخچال های هیمالیا با سرعت شگفت انگیزی در حال ذوب شدن هستند.امروز اجلاسی در کوپنهاگ دانمارک آغاز به کار کرده است که سران ۱۹۲ کشور (نمی دانم از ایران هم کسی شرکت کرده است یا نه؟!) در آن شرکت کرده اند تا درباره راه های جلوگیری از گرمایش روزافزون زمین و تبعات آن تصمیمات مهمی بگیرند.اجلاسی که به عقیده بسیاری می تواند تاریخ ساز باشد.امیدوارم نتایج این نشست مهم هر چه که هست کمکی بکند به بهبود اوضاع سیاره دوست داشتنی مان.در این باره اینجا می توانید بیش تر بخوانید.هم چنین دیدن چند قسمت از مجموعه مستند سیاره زمین بی بی سی را به طور جد به همه دوستان پیشنهاد می کنم.
۲۸
مهر
شانسکی
بدست سیاوش در دسته تامل٬ پیشنهاد
بار ها به این مفهوم شانس در زندگی فکر کردم.اینکه ممکن است کسی در زندگی آدم خوش شانسی باشد و دیگری را آدم بد شانسی بدانند؟! این شانس را کی قسمت می کنند؟! برای برنده شدن ماشین فلان باید توی یکی از بانکها ثبتنام کنیم. برای برنده شدن لاتاری آمریکا باید بدونیم که هر ساله تقریباً توی سه ماه پاییز، این فرصت هست که بدون پرداخت هیچگونه وجهی توی سایتی که مربوط به DVLOTTERY هست ثبتنام کنیم تا شاید یکی از اون ۵۵ هزار نفری باشیم که قراره اون سال برنده گرینکارت آمریکا بشیم. بنابراین برای داشتن شانس، باید خودمون دست بکار بشیم و زمینههاش رو آماده کنیم. بدون باز کردن حساب بانکی و ریجستر کردن در سایت مربوطه، برنده خونه و ماشین و گرینکارت آمریکا نمیشیم، همهی اینها درست ولی صحبت سر اونهایی هست که الان سالهاست فرم لاتاری رو پر میکنند و برنده نمیشن ولی بعضی از آدمها توی همون سال اول یا دوم برنده لاتاری میشن، این برنده شدن رو باید چه جوری توجیه کرد؟!

فیلم Match Point به کارگردانی وودی آلن یکی از فیلمهای بسیار خوب ساخته شده در رابطه با وجود شانس و اقبال توی زندگی آدمهاست. فیلمی بسیار زیبا و خوشساخت که برای پی بردن به تموم ریزهکاریهای فیلم شاید لازم باشه اون رو چند بار دید. چند روز پیش Match Point که یکی از اون فیلمهای تاپ معرفی شده فیلمهای برتر هم بود رو دیدم و از دیدنش لذت بردم. این فیلم و همچنین فیلم بیوفا Unfaithful در رابطه با شانس و اتفاقات کاملا تصادفی توی زندگی صحبت میکنند. اتفاقاتی که برای همهی ما پیش میاد. اتفاقاتی که باعث شده مسیر زندگیمون شکل بگیره. کار، تحصیل، همسر، خونه، محل سکونت و …
کریس، هنرپیشه نقش اول فیلم تنیسوری حرفهایی بوده که حالا رو به آموزش تنیس آورده و راوی فیلم هم هست، اول فیلم میگه:
مردم از روبرو شدن با این مطلب که بخش عمدهای از زندگیشون به شانس بستگی داره میترسند. فکر اینکه چیزهای زیادی در زندگی، خارج از کنترل شما هستند، هراسآوره. در مسابقه لحظاتی هست که توپ به بالای تور برخورد میکنه و در کسری از ثانیه، یا به جلو میره و یا برمیگرده. با کمی خوش شانسی، به جلو میره و شما برنده میشید و یا اینطور نمیشه و شما میبازی
نوشتههای تازه
دستهها
بایگانی
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶