سر کلاس عناصر و جزئیات ساختمانی یکی از دانشجوها از استاد پرسید چرا در سی سال اخیر تقریباً هیچ کار معماری درخور و ماندگاری در سطح ملی نداشته ایم.استاد هم جواب داد به همان دلیلی که هیچ نویسنده،مترجم،ترانه سرا،آهنگ سازوخواننده ی درخوری نداشته ایم.چند رمان و ترجمه و موسیقی و ترانه ماندگار قابل قیاس با آثار پیش از این سی سال می توانید نام ببریم؟! همه بر و بر استاد را نگاه می کنیم.من که چیزی در ذهنم پیدا نکردم.هرچه بود مربوط به دوران سابق بر آن بود و یا از آدم هایی متعلق به آن دوران.استاد هم که جواب خود را با سکوت دانشجوها گرفته بود ادامه داد: ظهور هر خلاقیتی بستری مناسب می طلبد و رشد و شکوفایی هر انسان خلاقی تابعی از احوالی است که پیرامون آن انسان و محیط حاکم است ( قریب به مضمون).استاد این را گفت و درس را ادامه داد.ما هم تا اخر کلاس در کف این جملات استاد بودیم.شنیدن دو کلام حرف حساب بعضی وقت ها خیلی می چسپد.
بایگانی برای دسته ’معماری‘
۲۶
فروردین
مفهوم یک اثر معماری (۲)
به جای مقدمه: پس از درج نظراتم در قسمت اول مفهوم معماری، تعدادی از دوستان به طرق مختلف اظهاراتشان را به اطلاعم رساندند.گروهی بر این عقیده بودند که چگونه با وجود نداشتن صلاحیت علمی و تجربی کافی در این زمینه نظریه پردازی می کنم!به اطلاع همه خوانندگان این وبلاگ می رسانم کلیه مطالب این وبلاگ تنها حاصل عقاید و نتیجه مطالعه و تفکر شخصی نگارنده بوده و تعصبی در تفهیم و تحمیل آن نداشته و ندارم.نظریات مخالف کلیه دوستان و خوانندگان این وبلاگ را باکمال احترام واشتیاق پذیرا هستم.
به نظر من در بررسی بناها و تاریخ معماری گذشته آنچه در اولویت برای یک محقق است اسناد معتبر و کافی برای درک آنچه که در گذشته اتفاق افتاده است، پس ما برای نسبت دادن ویژگی فلسفی به یک بنا باید با تکیه بر مستندات گفتگو کنیم. در حالی که در بُعد عملکردی خود بنا استنادی است به عملکرد خویش. به زبان دیگر اگر فضایی در بررسی یک بنای معماری دارای کارکردی نامشخص بود (یعنی هیچ سند معتبری برای آن نداشه باشیم) به هیچ وجه اجازه ادعای کارکردی به آنچه ما از آن فضا درک کردهایم را نداریم. برای مثال بسیار شاهد این بودیم که در تخت جمشید به فضاهایی که کارکرد مشخصی برای آنها یافت نشده نام حرمسرا گذاردهاند، دادن این ویژگی کارکردی به این فضا در چنین بنای شکوهمندی و با چنان فرهنگ پارسی آیا درست است. متاسفانه کاوشهای اولیهای که بدست غیر ایرانیان صورت گرفته و آنان خود را به عنوان آغازگر و سابقهدار چنین امری قلمداد کردهاند، چنین کارکردهای غیر پارسی را بر روی فضاهایی گذاردهاند که متاسفانه ما نیز در ادامه راه آنان و با تکیه بر گفتههای آنان چنین ادعاهایی را تکرار کردهایم.
بعد دیگر این مساله در نشان دادن برتریهای فرهنگی کشوری نسبت به کشور دیگر مشهود است، ما برای اینکه بتوانیم و ثابت کنیم که فرهنگی بسیار بالاتر از آنچه که دیگران متصور آن هستند داریم، ویژگیهای فرهنگی و اعتقادی خود را به ساختار یک بنا اضافه میکنیم. ما نباید فراموش کنیم که نمایش ویژگیهای اعتقادی و فرهنگی همیشه در بطن یک بنا و در قالب کارکرد خود همه چیز را بیان میکند و چیزی برای پنهان کردن ندارد که ما بخواهیم بعدها آن را کشف کنیم. برای مثال وقتی صحبت از فرهنگ ایرانی و محرمیت به سخن میآید فقط کافیست با بررسی پلان یک خانه ایرانی و مشاهده کردن ویژگی درونگرایی آن به کلیت فرهنگ آن منطقه پی برد، پس چرا باید ویژگیهای دیگری که شاید هیچ نشانی در این بنا ندارد به آن نسبت دارد.
همانطور که گفته شد، دخیل بودن فرهنگ و اعتقادات را در ساختار یک بنا منکر نیستم، بلکه به اعتقاد من ویژگیهای دینی که در پس این ویژگیهای فرهنگی و اعتقادی به بنا داده میشود مطابقتی با اصل ندارد. زیرا دین عاملی بوده که قبل از ساخت بنا بر فرهنگ و اعتقادات و فولکلور یک منطقه تأثیر گذاشته و به عبارت بهتر از آن سرچشمهای برای فرهنگ و اعتقادات است، پس دوباره استفاده کردن از چنین واژهای برای یک بنا در به بیارزش شدن بعد دینی فرهنگ و اعتقادات نیز میانجامد.
هر کشوری و هر فرهنگی برای خود دارای ویژگیهای است که اگر بخواهیم تمام الگوهای رفتاری و فرهنگی یک کشور را به بناهای آن کشور نسبت دهیم، الگوبرداری معماری چیزی بی ارزش و بیمفهوم خواهد بود
۲۸
اسفند
مفهوم یک اثر معماری
در مدتی که مشغول مطالعه معماری و نقد آثار معماران ایرانی-اسلامی هستم به نکات جالبی برخوردم.در برخورد با یک اثر معماری معمولاً مقولههای مختلفی مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. بسیار مشاهده کردم که از یک بنای واحد معماری نتیجهگیریهای فلسفی و اعتقادی شده، برای مثال بارها شاهد نسبت دادن وحدانیت و یکتایی یک بنا به مثابه وحدانیت وجود متعالی پروردگار بودهام، یا به عبارت دیگر گفته شده چون فلان بنای تاریخی تک است و دارای ویژگیهای منحصر بفردی در دورة خود است پس معمار آن بنا را به نیت پرودگار خود ساخته است.در آرائ فلاسفه به دو نوع فهم اشاره شده است:
فهم حضوری: اگر انسان مطلبی را خودش درک کند به آن فهم حضوری گویند، مانند: حس تنفر، عشق و…
فهم حصولی: اگر انسان مطلبی را از بیرون از وجود خود درک کند به آن فهم حصولی گفته میشود، مانند: داغ بودن شیایی
حال مادر برخورد با یک اثر معماری از کدام فهم استفاده می کنیم؟ از طرفی عده زیادی بر این باورندکه انسان برای رسیدن به هدف زیستی خود در جهان مادی فضایی را برای خود میسازد که به این هدف خود برسد، پس فضای زیستی خود را با هدفی که در پیش دارد شکل (نظم) میدهد.حال سوالی که مطرح می شود این است که: آیا انکار اهداف فردی و هدایت آن هدف و ایده به جهتی متفاوت نوعی توهین به شعور او نیست؟
آیا ما با نسبت دادن هدف اصلی معمار به هدفی مافوق آنچه در ذهن او بوده به معمار و معماری یک بنا توهین نمیکنیم، ما تا چه اندازه بر معمار سازنده بنا و دورة وی تسلط داریم که به خود اجازه میدهیم چیزی که ناشی از فهم حضوری ما از یک بنای تاریخی میشود را به کلیت بنا و معمار نسبت دهیم و آنگاه بر عقیده خود مبنی بر اینکه عقاید ما همان چیزی است که معمار سازنده داشته اصرار بورزیم؟
نوشتههای تازه
دستهها
بایگانی
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶