بایگانی برای دسته ’سفر‘

۱۹
آذر

سفر از نو

بدست سیاوش در دسته سفر٬ عکس

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

دلم برای سفر، جاده، غروب خورشید و البته هم سفرم تنگ شده بود.بعد از اتفاقات چند وقت اخیر توفیق تجربه سفری دیگر آن هم به کویر حتی اگر مسافرتی کاری هم باشد برایم غنیمت است.می خواهم روحم را همین جا در این کویر بی آب و علف رها کنم تا کمی زندگی بچرد.

۴
شهریور

پیر زن

بدست سیاوش در دسته سفر٬ عکس


روستای خوسف ، خراسان جنوبی

۲۶
دی

گل نسا

بدست سیاوش در دسته سفر٬ عکس

۵
خرداد

بچه های بردستان

بدست سیاوش در دسته سفر٬ عکس

                   

ایستاده از راست: من،سعید،فرزاد،امیر،علیرضا   نشسته از راست:امید،حمید،علی،علیرضا

هوای نیمروز بردستان در اوایل بهار هم گرم است.اما گرمای هوا و شدت تابش آفتاب هم در برابر اشتیاق و معصومیت این بچه های  برای یک مسابقه فوتبال رنگ می بازد.استعدادشان تو را به وجد می آورد و محرومیتشان متاثر ات می کند و پاهای برهنه شان بر زمین خاکی داغ … به امیر و سعید و علیرضا و فرزاد قول داده ام باز هم پیششان بروم و برایشان توپ و لباس ببرم.تیم ما بازی را به خاطر کم تجربگی بازیکنانمان( ردیف نشسته )در ضربات پنالتی باخت و من لذت بخش ترین بازی فوتبال و شیرین ترین باخت را با بچه های بردستان تجربه کردم.

                          

۲۷
اردیبهشت

قصه های جزیره ۱

بدست سیاوش در دسته سفر

دیر وقت،حدود نیمه های شب رسیدم به جزیره.در همان لحظات اول متوجه شدم که جزیره خلوت است.یک دوچرخه برداشتم و تا طلوع خورشید دور جزیره چرخیدم.جزیره کوچک است و این احساس بسیار خوبی به من می دهد.تنهاییت را بیشتر احساس می کنی.جزیره با من همدردی می کند.امواجی آرام که با نوک انگشتان پایم بازی می کنند، گویی می خواهند دلداری ام بدهند.نوعی نوازش مهمان نوازانه.اینجا آرمش عجیبی دارد.تی شرتم را در می آورم و روی شن ها پهن می کنم و رو به آب دراز می کشم.هنوز امواج آرام دریا با نوازش پاهایم برایم لالایی می گویند تا خوابم ببرد، و من تمام تنهایی و دغدغه های ذهن پریشانم را به همان امواج می سپارم و می خوابم تا رویای خورشید بالا آمده از دل دریا را ببینم .

۲۶
اردیبهشت

قصه های جزیره ۲

بدست سیاوش در دسته داستان٬ سفر

با مرد لاغر دراز دیشب در همین جزیره آشنا شدم.مرد لاغر دراز می‌گوید رادیو را باید نصف شب به بعد گوش داد، وقتیکه آدم‌های مهم خوابند. نصف شب‌ها فقط چهار راننده بی‌شعور بیدارند و چهار آدم بیکار نیمه‌دیوانه که آنقدر از زندگی و کار زندگی پرت شده‌اند که شب و روزشان با هم قاطی شده است. برای این دسته از آدم‌ها هم که چه تبلیغی می‌تواند مفید باشد. نه از ارزش‌ها سر در می‌آورند، نه از شعارهای دشمن‌سوز و نه پیشرفت‌های روزافزون. دلشان به یک چای لیوانی داغ خوش است و هرچیزی که هم‌قدم آنها شود در این مسیر پوچی و بیهودگی. و انتخاب این کلمات چقدر سخت است و شاید کمی غیرمنصفانه. چطور می‌توان در مورد ارزش‌ها و درست و غلط صحبت کرد وقتیکه این همه دلیل وجود دارد بر نسبی بودن همه چیز، و نسبی بودن هم یعنی هیچ، یعنی پوچی، یعنی یک شوخی مسخره بزرگ. من آدمی را می‌شناسم که از کلاغ متنفر بود و روزی یک کلاغ شیشه همسایه مغرورش را شکست و از آن روز به بعد او عاشق کلاغ‌ها شد. من آدم کوری را دیدم که از رنگ متنفر بود. من یک آدم خجالتی دیده‌ام که از آدم‌های پررو بدش می‌آید. من آدم لاغری دیدم که آدم‌های چاق و پرخور حالش را بهم می‌زدند. می‌توانی بفهمی که دیدن یک چنین چیزهایی می‌تواند چقدر وحشتناک باشد… به اندازه یک لیوان آب می‌ریزی توی کتری تا سریع جوش بیاید و نوشیدن یک لیوان چای دارچین‌، لذت نیمه‌شبت شود. مرد لاغر دراز می‌گوید فلسفه خلقت آدمیزاد یافتن دلایل است. و من فکر کرده بودم که چرا خوردن چای دارچین در سکوت شب لذت‌بخش است. مخصوصا وقتیکه ساعت از یک نصف شب گذشته باشد و تو باشی و یک رادیوی پرحرف. حتما باید لذت نوشیدن چای لیوانی داغ در سکوت شب یک دلیل و منطق عقلانی داشته باشد. باید فکر کرد تا بتوان دلیلش را پیدا کرد. مرد لاغر دراز می‌گوید فلسفه خلقت آدمیزاد یافتن دلایل است. دلیل بودن و نبودن. چرا اینطوری هست و چرا اونطوری نیست. دلایل ابزار دفاع از انسانیت‌مان محسوب می‌شوند. باید بتوان از انسانیت خود دفاع کرد، نه؟. اگر فردا کسی خندید به این دلخوشی‌های بی‌منطق و نفهمی‌های ناروشنفکرانه چه؟! باید حتما دلایل را پیدا کرد. و من یادم آمده بود که تو روزی فکر را تعریف کرده بودی: فکر ابزاری است که توسط آن برای دلخوشی‌هایمان دلیلی منطقی پیدا می‌کنیم. چه تعریف زشت و کثیفی!… چای دارچین‌ام سرد شد. هیچ چیز بدتر از یک چای سرد نیست. باید آنرا دور ریخت. کاش فردا در مورد دلیل لذت نوشیدن چای دارچین فکر می‌کردم. رادیوی سیاه دارد ترانه گلپونه‌های ایرج بسطامی را پخش می‌کند.

۲۴
اردیبهشت

کوه ، رنگ

بدست سیاوش در دسته سفر٬ عکس

                         

۲۱
اردیبهشت

برادر

بدست سیاوش در دسته سفر٬ عکس