احوالات یک خوشه ی سومی

در دفتر مدرسه بحث داغی درباره پرداخت نقدی یارانه ها درگرفته است.اکثریت حامیان دولت اند که رای شان را نیز به رئیس دولت داده اند و برق شوقی در نگاهشان است که خوشه اولی هستند یا دومی.از اتاق مجاور صدایشان را می شنوم.یکی می گوید ظاهراً برای کارمندان دولت را از ماه بعد به حساب می ریزند.خشنودی در صدایش هویدا است.دیگری می گوید ما باید خوشه ی اولی می شدیم.برادر زنش خوشه یک بود او هم نیمچه حسادتی را در احساسش پنهان می کرد.دبیر رشته حسابداری برایشان استدلال می کند که پول نقد دریافت کردن الزاماً دلیل بر افزایش قدرت خرید نخواهد بود.دبیر فیزیک می گوید ای آقا! مهم اینه که فعلاً این پول رو بدن.ما از الآن چاله اش رو هم کندیم!! معاون مدرسه می پرسد آقا این سود سهام عدالت چی شد؟! خبری نشد؟! دبیر عربی که به نظر پیگیر قضیه است مراحل را برایش توضیح می دهد.او هم اشتیاق کسب پول مفت را پنهان نمی کند و البته از ثبت نام مسکن مهر هم می گوید که در چه مرحله ای است.خلاصه به دست آوردم که دولت مهرورز برای هر گروهی هدیه ای ( صدقه رای جمع کن ) در نظر گرفته است.وارد دفتر می شوم.بحث شان قطع می شود وبه احترام می ایستند و سلامی و احوالی و آخر آنکه : جناب میرخانی شما خوشه اولی هستید یا دومی؟! می گویم بلد نیستم.توضیح بدهید.دبیر زبان می گوید: توضیح لازم ندارد.ایشان خوشه سومی هستند و این را طوری می گوید که انگار قرار است سهم خوشه ما را از مهریه مادر ایشان بپردازند!! و به این شکل فهمیدم که من یک خوشه سومی هستم.ظاهراً این روزها همه خوشه ای دارند،شما چطور؟!!

دیدگاه خود را بیان کنید.