نه آموزش نه پرورش !!

در روزنامه همشهری از قول وزیر محترم ( می دانید که در ایران تمامی مسئولین،وزرا،وکلا،نهادها،ارگان ها و به طور کل هرچه که ربطی به نظام دارند موصوف به صفت موکده ی محترم می باشند) آموزش و پرورش می خوانم که : ” با سواد ترین معلمان باید برای دوره ابتدایی تربیت بشوند.” ما هم با خود می اندیشیم که عجب!!! نه بابا؟!! سری به کتب دوره ابتدایی بزنید به دست می آورید که مظروف این کتب به قدری حقیر و کهنه و مقلد پرور است که اگر با سواد ترین معلمان را برای این دوره بار بیاورند و به کار بگمارند و پولشان را هم داشته باشند که بدهند، باز هم کاری از دستشان بر نمی آید.در نظامی که معلمش برای هر خط و کلامی خارج از فهوای مصوب کتب تحمیلی باید به هزار مرجع ذی ربط و بی ربط پاسخ گو باشد و مدیر مدرسه ای که اگرفقط کمی بخواهد در کارش خلاقیتی افزون کند، چنان زیر اخیه اش می برند و چپقی از او چاق می کنند که هزار بارتائب و پشیمان می شود از خطایی که از او سر زده،انبیای الهی هم باید محتوای تعالیمشان را  با سرفصل های وزارت محترم اموزش و پرورش چک کنند که مبادا آب باریکه ی صدقه وار دولت مهرورز از کف شان برود.

در این پنج شش سالی که مرنکب مدرسه داری شده ام و هم نشین جماعت مسما به فرهنگی!! آن چه در جواب جناب وزیر به ذهنم می رسد آن است که ماشین معیوب  بی سوخت را به دست ماهر ترین رانندگان هم بسپاری داستان آش و کاسه اش تفاوتی با قبل نخواهد کرد.نظام آموزشی به خصوص در دوران ابتدایی چنان است که شیره ی اعتماد به نفس و خلاقیت در بین کودکان را می مکد و آنچه می گذارد تفاله ای است از تقلید و ترس و تعجب و پرسش بی باسخ.اگر از دل همین نظام معیوب هم انسان های فرهیخنه ای رشد کرده اند به حساب خود و نظام تربیتی مگذارید که طرفه حکایتی دیگر دارد و حدیثش تکرار حکایت ناله ی ما و گوش شما است.

دیدگاه خود را بیان کنید.