بایگانی برای خرداد ۱۳۸۷

۵
خرداد

بچه های بردستان

بدست سیاوش در دسته سفر٬ عکس

                   

ایستاده از راست: من،سعید،فرزاد،امیر،علیرضا   نشسته از راست:امید،حمید،علی،علیرضا

هوای نیمروز بردستان در اوایل بهار هم گرم است.اما گرمای هوا و شدت تابش آفتاب هم در برابر اشتیاق و معصومیت این بچه های  برای یک مسابقه فوتبال رنگ می بازد.استعدادشان تو را به وجد می آورد و محرومیتشان متاثر ات می کند و پاهای برهنه شان بر زمین خاکی داغ … به امیر و سعید و علیرضا و فرزاد قول داده ام باز هم پیششان بروم و برایشان توپ و لباس ببرم.تیم ما بازی را به خاطر کم تجربگی بازیکنانمان( ردیف نشسته )در ضربات پنالتی باخت و من لذت بخش ترین بازی فوتبال و شیرین ترین باخت را با بچه های بردستان تجربه کردم.

                          

۲
خرداد

برای خدمتگذار: صفارهرندی

بدست سیاوش در دسته روزانه

“صفار هرندی: معلوم است که نباید چنین فیلمی [سنتوری] مجوز بگیرد و اکران شود و معلوم است که با کسانی که توسعه‌دهنده چنین فرهنگی هستند باید برخورد شود. تا زمانی که در جایگاه خدمتگذاری هستیم قطعا اجازه نخواهیم داد ، فرهنگ ما سر از همان جاهایی درآورد که بیایند هنرمند جماعت را به عنوان متهم ردیف یک توسعه تباهی در این جامعه معرفی کنند.” «آفتاب»

 

جناب صفار هرندی، تا زمانی که در جایگاه خدمت‌گزاری (بخوانید قدرت و زورگویی) هستید:
- ما فیلم ِ فیلم‌سازانی را که حرفی برای گفتن دارند و شما جلوی حرف زدن شان را می گیرید روی اینترنت یا سی.دی یا دی.وی.دی خواهیم دید.

- ما کتاب نویسندگانی را که فکری برای عرضه دارند و شما جلوی نوشتن شان را می گیرید بر روی نمایش‌گر کامپیوتر یا صفحات پرینت شده خواهیم خواند.

- ما موسیقی هنرمندانی را که هنری برای ارائه دارند و شما جلوی هنر آن ها را می گیرید بر روی دستگاه های پخش صوتی از طریق ماهواره یا فایل های ام.پی.۳ خواهیم شنید.

- ما فیلم های خوب خارجی را که ده ها پیام هنری و تصویری و محتوایی دارند و شما به خاطر بازو یا پای برهنه ی یک زن جلوی پخش آن را می گیرید بر روی سی.دی و دی.وی.دی با صدای اصلی و زیرنویس فارسی تماشا خواهیم کرد.

- به همکاران سانسورچی تان در تلویزیون از قول ما بفرمایید تا آن ها هم در جایگاه سانسور و زورگویی حضور دارند و مردم را صغیر و نیازمند کنترل می پندارند، مسابقات ورزشی زنان، مثل دو و میدانی، شنا، تنیس، والیبال، پاتیناژ، و امثال این ها را که به خاطر پوشش ورزشکاران سال هاست از دیدن شان در تلویزیون خودمان محرومیم در کانال های ماهواره ای دنبال خواهیم کرد.

جناب صفار هرندی
فیلم علی سنتوری ظاهرا بدجوری اعصاب شما را خراب کرده است. با کمال تاسف به اطلاع می رسانم آن هایی هم که قصد نداشتند این فیلم را ببینند، به خاطر عمل‌کرد شما آن را نه یک بار بل‌که چند بار دیدند تا شاید علت دشمنی شما با آن را بفهمند. اگر اجازه می دادید این فیلم به صورت تعدیل شده در سینماها پخش شود شاید بسیاری از کسانی که این فیلم را در منزل شان چندین و چند بار دیدند اصلا به تماشایش نمی رفتند ولی شما و وزارت ارشاد باعث شدید که امروز از پشت دیوار هر خانه ای صدای محسن چاوشی به گوش برسد. امیدوارم این حقیقت تلخ، شما را به این نتیجه برساند که در عصر ارتباطات فراگیر، و رسانه های دیجیتال، خواست و اراده ی شما برای منع، نه باعث کاهش، که موجب افزایش تعداد بینندگان و شنوندگان و خوانندگان می شود! باور نمی کنید؟ دستور دهید آماری از بینندگان غیر رسمی سنتوری، شنوندگان چاوشی، و خوانندگان دلبرکان غمگین مارکز برای تان بگیرند، و آن را مقایسه کنید با آمار تخمینی از ارائه رسمی این آثار؛ آن گاه صحت این نظر بر شما آشکار خواهد شد.